ای خدا حجت بر من تمام کردی!
بین من و تو هیچ نماند!
آخرین تشعشع محبت لایزال تک خورشید ناطقت بر زمین ، واپسین شکوفه بهاری درخت خشکیده زندگی و آخرین قطره آبی که می توانست ممد حیات کت فیش بی مقداری باشد جملگی به ... رفت ...................... افسوس.
دل آن راگاره سبک مغز شکست، جمله عشاق را طرد نمود ولی آخرین موهبت متعفن وجودی اش را دریغ نکرد!
پستی شکرگون از دنگی فرومایه که فقط و فقط مهر تائیدی شد بر شخصیت والامنش یک راگاره(!) از ورای ظاهری کاملاً متفاوت و سرشار از عطوفت.
البته نهیق این دهن گشاد زبان بسته به گوش شخص بنده نرسید و فقط بوی مشمئز کننده لجن پراکنی ایشان را تا حدی از طریق برخی دوستان احساس نمودیم.
متاسفانه کمی دیر در جریان پا از خط برون گذاشتن پرند آزاد قرار گرفتیم و اینهم از شانس ایشان.
بسیار بر چند جای ما فشار آمد هنگامی که باخبر شدیم چیزی در حدود 50کیلو اعضای انسان به اضافه کوله باری امراض روانی و خودشیفتگی ذاتی پاچه ما را به دندان کشیده و رفته ، آنهم به دلایلی بسیار بی اساس تر از نفس عملش.
