عارضم به محضر دوستان كه اين روزها به يك دقدقه ذهني بسيار مهم و پر مخاطره دست يافتم .
جمعي از دوستان مجازي بنده به گوشمان رساندند كه فلاني ( البته در مقاطعي صفاتي چون ضايع و ان مغز
را همنشين نام ما نمودند) وبلاگت فيلتر شده و لاجرم بچه دار شدي آن هم 6ماهه !!
وبلاگ مورد بحث همين كوچه پشتي است كه شما اكنون در آن بسر مي بريد (!) . اين يعني يا شما فيلتر
شكن داريد كه مصداق بارز بي عفتي ست يا اينجا فيلترينگ شده و شما در توهم كوتاه به سرمي بريد .
در اين ميان يكي از دوستان براي خود بنده كامنت گذاشتند كه اي بدبخت فيلتر شدي داري مي خندي؟!!
...
...
بر همگان واضح و مبرهن است .....
بنده حقير از ابتدا فيلتر سرخود بوده و شلنگ دست دشمنان كين به سين (كين= كينه و سين = سينه) ندادم تا
بخواهند مرا خيس كنند, مگر در مواردي معدود (مثل آن بازي علي شيرازي ملعون) كه آن هم در نظر نيايد
ولي حال كه خيس شدم چه باك از ادرار فيل ! بگذار هر چه مي خواهم به هر كه مي خواهم بگويم .
1- علي شيرازي / اميدوارم تزريقاتچي ناوارد يك پنيسيلسن 1200 را چنان در عضله سمت
راستت فرو نمايد كه چون من تا يكهفته طوري راه بروي كه در خيابان برايت بوق بزنند . اين بازي تو باعث
شد اين من خاك بر دهان اينگونه ناجوانمردانه توسط مشتي مزدور شطرنجي شوم (و همين جا بگويم كه
ايها الناس اين گرگ بيابان جايزه اي نداد و آش نخورده و دهان سوخته و ايدز گرفتيم ! اي تف بر مزارت
رفيق .
2- اشجع / 3 ماه پيش از اين گفتمت اي دوست ...........
گر كنيم وبلاگي جور, چه نكوست.........
خنديدي و چرخيدي و رقصيدي و ............
پس ديدي و بد ريدي و نشان شعفت كوست*؟!...........
معني شعر///
بيت نخست : يادته 5 ماه(!) پيش گفتم بيا وبلاگ مشترك بزنيم كه اگه فيلترم كردن از غصه تلف نشم چون
بنده تنبل بوده و بيش از يكي به تنهايي از توانم خارج است .
توجه داشته باشيد وزن اين بيت جهت قافيه بندي توسط شاعر گائانده شده.
بيت ثانوي : خودت را چس نمودي (كل مصرع اول همين شد) , حالا ببين كاري كه بايد در مستراح مي كردي
بر اقبال من نمودي . پس علائم شادمانيت كوجاست ؟
ايضاً متوجه باشيد مصرع آخر با گويش محلي سروده شده و ايهام دارد و تلميح نيز دارد به ماجراي سهراب
و نوشدارو.
3- مرد رهگذر/ همين خود تو ! كه از گنجايش كليه هايت غافلي و انقدر مايعات مي خوري كه هر
جاي خلوتي ...................... كوچه پشتي را تو بودار نمودي خيره سر . اي كاش ختنه چي رعشه داشت .
خاطره بي مورد _ يه بار از در خونه خارج شدم (ما معمولاً از در خارج ميشيم) يه آقايي ايستاده بودند و
مدرور (شخصي در حال ادرار) و جوي زردي جاري به سمت سر پائيني كوچه . اين برادر وقتي متوجه
حضور بنده شد برگشت و بي تفاوت نگاهي به ما انداخت . تا اينجا رو همه ديديم ولي جالب اينجا بود كه گردن
آقا گرفته بود يا هرچي مجبور شد به تمام قامت برگرده ولي آلت اين برادر همچنان با سماجت خاصي
مشغول بود و جيش ......
در آخر تقاضا دارم هركس قادر به مطالعه وب كوچه پشتي نيست به سياوش ايراني انتقال دهد تا او نيز به
من دست به دست كن بره ............ كه اگر تعداد زياد شد برم يه خرابه ديگه اشغال نمايم از براي جميع
جهات .
پي نوشت 1 : همانطور كه ملاحظه مي كنيد من در وب فيلتر شده ام (!) براي دوستاني كه نمي تونن بيان
بخونن نامه نگاري نمودم . (بيخود نبود وقتي كه 7سالگي تست دادم براي آغاز تحصيل آقاي تستچي به مادرم
گفت بچتونو ببريد وقتي 14 سالش شد بيارين ! )
پي نوشت 2: يه آشناي قديمي كه جوراب زنانه بسر كشيده ما رو تهديد نموده كه ال ميكنم بل ميكنم . والا من
هرچه به مخ فشار آوردم ديدم بنده آشنايي به اين شجاعت نداشتم مگر در زمان انحرافات اخلاقي (!) يحتمل
جنابعالي پاي منقل جلوي دوستان جوگير شدي و همانطور كه از شكار ببر بنگال مي گفتي محض شيرين
نمودن خود از براي جميع دوستان بي وجودت تفي اينسو انداخته اي غافل از عواقب امر و نتايج باقي .پس
حال كه مثلاً هشياري كمي احتياط كن كه ادامه بحث فوق به بي تربيتي مي انجامد .
در ضمن اگر واقعاً آشنا باشيم بايد بداني كه بنده هم داركوب بددهني مي باشم و اگر فحش نمي دهم فقط و
فقط بخاطر خانم هاست كه به وبم سر ميزنند .
پي نوشت 3 : آقايون و خانمها يكي به ما توضيح بده كه چرا مثلاً از سايتهاي كامپيوتر دانشگاه اينجا فيلتره
ولي بقيه مي تونن وارد بشن .