توجه: دوستان عزیز این دیالوگها عیناْ در دادگاهی خیالی رد و بدل شده اند بدون کوچکترین کم و کاستی(البته این دادگاه به دلایل شزعی هرگز تشکیل نشد!) امید است خواندن متن کامل و گوهربار زیر چشم دنیا بین همه دوستان هیات منصفه را بر حقایق باز نماید.

با تشکر ..>
دارکوب
قاضی: دادگاه رسمی است . شاکی عزیز علل شکایت خود از متهم ملعون را به طور صریح بیان کند. در ضمن ردیف وسط نفر دوم از چپ لطفاْ دست خود را از بینیتان خارج کنید.
شاکی (پ.الف.۲۳ ساله از تهران): آقای قاضی ایشان گوساله اند!
متهم (دارکوب): قربان اعتراض دارم شاکی به بنده اهانت می کنند.
قاضی: بله خانم می فرمودید . ردیف وسط نفر دوم دارم می بینمت.
شاکی: جناب قاضی این (اشاره به شخص متهم) زمانی که من به کمکش احتیاج داشتم کاهلی نموده و خیلی گوساله می باشد.
متهم(دارکوب): جناب قاضی اعتراض دارم آخه من...
قاضی: خانم لطفاْ ادامه بدهید در ضمن آقای عینکی که چند مرتبه بهتان تذکر دادم لطفاْ از مالیدن اضافات بینی خود به زیر نیمکت های دادگاه خودداری کنید... مگر نمی فهمی... کودن ...متحجر...عوضی.. mopther parking (توجه داشته باشید که قاضی تسلط کافی به کلمات اهانت بار زبان اجنبی نداشته اند)
شاکی: عرض می کردم که این توله خر در حالت خواب و بیداری با بنده به تندی سخن گفته.(لازم به ذکر نیست که خانم شاکی ضعف مفرطی در علوم زیست شناسی پایه دارند)
متهم: نوبت ما نشد؟
قاضی: خب حالا متهم در دفاع از خود بنالد.
متهم: جناب قاضی می خواستم بگم که ...
قاضی: وقت شما تمام شد شاکی جانم شما سخن دیگری ندارید؟
شاکی: نه آقای قاضی بذار بگه ببینم چه گهی می خواد بخوره.
قاضی: خانم عفت کلام داشته باشید لطفاْ. متهم بفرما ببینیم چه نوع مدفوعی برای تناول مدنظر دارید.
متهم: این خانم محترم به دلیل مبتلا بودن به نوع جهش یافته ای از نژادپرستی که در آن "من" درونی خودشان نژاد برتر و مابقی تک سلولی هایی هستند غوطه ور در ادرار... در ادامه یادآور می شوم بر پایه همین طرز تفکر٬ ایشان محق به هرگونه برخورد با اطرافیان بوده و تکرار همان نوع برخورد منتها با عوض شدن فاعل و مفعول قضیه عملی است بسیار شنیع و غیرقابل بخشش.
و اما در موردی که ایشان ادعا به انتظار کمک از جانب بنده را داشته اند اذعان می دارم که به ۴ دلیل گناهکار می باشم و پوزش می طلبم: ۱- از علم غیب برخوردار نبوده و نیستم تا بتوانم از مشکلات درونی دوستانم اطلاع پیدا کنم ۲- طی العرض بلد نیستم تا قادر به حضور در محل های مورد نظر ایشان به یک چشم بهم زدن شوم ۳- از یک توانایی سطحی و پیش پا افتاده محرومم (قابلیت خواندن sMs های دریافتی به هنگام خواب) ۴- از دسته ملعونینی می باشم که لباس غواصی برای گوشی خود تهیه نکرده ام تا بتواند همراه من به حمام بیاید.
شاکی: جناب قاضی اعتراض دارم متهم تمام وقت دروغ می گفته و ........ است نقطه
قاضی: اعتراض وارد است.عجب متهم گستاخی.... عوضی....دندان کج..... basketbell (در همان راستای تسلط ناکافی به زبان اجنبی قاضی در این لحظه فکر کرده داره می فحشه!)
تا اعلام رای نهایی از سوی هیات منصفه تنفس اعلام می کنم ...
شما هیات منصفه باشید آیا دلایل قانع کننده اند؟ آیا متهم دروغگوست؟ فقط یک نظر... و دیگر هیچ